عبور بدون ویزا از مرز مهران/ عرب ها سنگ تمام گذشتند!
به گزاش پایگاه اطلاع رسانی میانه نیوز، نزدیک ۱۴ قرن از زیارت قبر شهیدان کربلا توسط فرزندان سید الشهداء و کاروان اسیران کربلا، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه کوفی می گذرد و امروز آن حرکت مبدا و خواستگاه یک حرکت عظیم است.
شیعیان و دوستداران اباعبدالله الحسین علیه السلام اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کودک، فقیر و غنی و عرب و عجم با هر زبان و نژادی از سراسر گیتی با پای پیاده به سوی کربلا در حرکتند تا همزمان با سالروز رسیدن کاروان حسینی به کربلا خود را به حرم سرور آزادگان برسانند.
عبور از مرزها برای ورود به خاک عراق آسان و راحت بود، سال گذشته برخی از زائران با کارت ملی وارد عراق می شدند ولی امسال مسئولین امر طبق اطلاعیه ها و تذکراتی که داده بودند قرار بود کسی نتواند بدون ویزا و پاسپورت از مرز عبور کند و فقط کسانی که دارای ویزا و پاسپورت هستند می توانند نسبت به عبور از مرزها مراجعه نمایند. اما انگار همه ی این حرف و حدیث ها فقط روی کاغذ بود و یک وعده توخالی حساب شد. امسال برخی از زائرین دیگر به خود زحمت کارت ملی هم ندادند و از شلوغی مرزها استفاده کرده و به صورت پنهانی وارد خاک عراق شدند و به همین صورت نیز در برگشت به خاک ایران عمل کردند و بسیاری از زائران از ویزا گرفتن خود پشیمان بودند چرا که خبری از عمل مسئولین امر به سخن خود نبود و تذکراتشان بیشتر حالت شعار داشت تا عمل!
بگذریم! وقتی وارد خاک عراق شدیم با پای پیاده و با قلبی سرشار از عشق سید الشهدا حرکت کردیم تا اینکه ماشین های عراقی زائرین خسته ی ایرانی را سوار ماشین های خود می کردند و به موکب ها می رساندند تا کمی غذا خورده و استراحت کنند.
در راه های نجف، کاظمین، سامرا و کربلا موکب های زیادی به چشم می خورد که هر کدام از این موکب ها آماده خدمت رسانی به زائرین بودند؛ در راه که با ماشین راهی کاظمین بودیم عرب ها با قرار گرفتن مقابل ماشین ما از حرکت ماشین جلوگیری می کردند و با لحنی سرشار از عشق و با روحیه ای غیرقابل توصیف می گفتند: یا پیاده می شوید و ما به شما خدمت رسانی می کنیم یا اینکه باید از روی جسد ما رد شوید و به راه خود ادامه دهید.
بعد از زیارت مرقد مطهر امامین عسکری به طرف نجف حرکت کردیم و در آنجا نیز با استقبال فوق العاده عرب ها مواجه شدیم که تا حرم مطهر امیرالمومنین علی (ع) از زائرین پذیرایی و استقبال گرمی می کردند تا اینکه شب را در نجف صبح کردیم تا بعد از نماز صبح پیاده راهی کربلا شویم.
ساعت ۶ بود حرکت کردیم و از نجف تا کربلا موکب ها به صورت زنجیره ای در حال خدمت رسانی به زائران بودند. از انواع غذاها و نوشیدنی ها گرفته تا ماساژ و کفاشی صلواتی توسط عرب ها!
بعد از پی نمودن عمودها در چند روز به کربلا رسیدیم و گنبد حرم ابا عبدالله الحسین (ع) به چشم می خورد و زائرانی که خسته بودند با مشاهده حرم مطهر سرور و سالار شهیدان روحیه می گرفتند و برخی ها نیز از شدت عشق و علاقه به آن حضرت اشک می ریختند.
در کربلا بیشتر موکب ها پر بود چرا که تمامی عرب ها برای خدمت به زائرین تا حد امکان به زائرین جا می دادند تا استراحت کنند اما خبرها حاکی از این بود که تمامی موکب ها و چادرها پر شده است و بیشتر زائران ایرانی به دنبال موکب و جایی برای استراحت بودند تا بعد از استراحت راهی حرم شوند. بعد از پرسش های زیاد متوجه شدیم ایران برای زائران خود موکب های مخصوص با امکاناتی نظر سرویس های بهداشتی و حمام و … آماده کرده است. بعد از اینکه متوجه شدیم به موکب ایرانیان به نام علی بن موسی الرضا (ع) مراجعه کردیم و با صف طولانی که زائران ایرانی جهت اسکان خود در آن ایستاده بودند مراجعه کردیم سپس ما نیز در آن صف قرار گرفتیم و بعد از چندین ساعت انتظار دیگر صبر زائران ایرانی لبریز شد و به سوی مسئولین موکب ایران رفتند و از ضعف مدیریتی آنان انتقاد کردند. مسئولین موکب می گویند جا نیست و ظرفیت چادرها تکمیل می باشد ولی بعد از چند ساعت که ترافیک صف ها به بالای چند صدنفر می رسد می گویند: جا برای همه زائران ایرانی هست، تازه استعلام کردیم خودمان هم نمی دانستیم که ظرفیت کاملا تکمیل نشده است!
جالب اینجاست که برای اسکان بیش از چندین هزار ایرانی فقط ۲نفر برای نام نویسی مامور کرده بودند و موکب فوق الذکر از سایر زائرین باسواد در ثبت نام افراد استفاده نمی کردند، زائرین ایرانی همه درحال شکایت بودند و می گفتند: تبلیغاتی که در تلویزیون در خصوص امکانات موکب ایرانیان می شد انگار کذب بود!
بعد از چندساعت همه، جا گرفتیم؛ امکانات داخل چادرها خوب بود از کیسه خواب گرفته تا بخاری ها. اما ای کاش مسئولین امر فکر ازدحام زائران ایرانی را می کردند چرا که امکانات خوب بود اما پاسخگوی این همه زائر نبود.
بعد از زیارت حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) و امام حسین (ع) صبح روز اربعین عرب ها، بعد از نماز صبح به سوی ترمینال کربلا حرکت کردیم تا سوار ماشین های مهران شویم و به ایران بازگردیم؛ دم عرب ها گرم تا نزدیکی مهران با ماشین های خود ما را به رایگان بردند و در راه به دلیل تغییر مسیر خود ما پیاده شدیم و سوار ماشین جدید شدیم و در مهران پیاده شدیم و به راحتی از مرز خارج شدیم و در این بین نیز افرادی به چشم می خورد که سرشان را پایین انداخته بودند و بدون ویزا و پاسپورت از مرز خارج می شدند.
بعد از اینکه از مرز خارج شدیم همه زائران خسته بودند و دیگر نای ایستادن نداشتند و منتظر اتوبوس های ایرانی بودند تا آنان را به شهر مهران برسانند و در آنجا سوار ماشین های خود شده و راهی خانه هایشان شوند؛ اما انگار اتوبوس های تیغ زن بیشتر از همه چشم میخورند. زائران ایرانی با مشاهده این وضعیت و نبود اتوبوس های داخل شهری که آنان را به شهر مهران ببرد مجبور شدند چندین کیلومتر پیاده بروند تا به شهر مهران برسند. آنان با کوله های سنگین خود انتظار یاری و مدیریتی بیشتر از سوی مسئولین ایران داشتند که این بی توجهی آنان را ناامید کرد و مدام زائران ایرانی در حال شکایت و نقد بودند.
یکی از زائرین ایرانی که ماشین خود را در یکی از پارکینگ های شهر مرزی مهران گذاشته بود، می گفت: بعد از اینکه سوار ماشینم شدم دیدم که ماشینم روشن نمی شود سپس متوجه شدم که باطری ماشینم را دزدیده اند!
در آخر به صراحت می توان گفت: عرب ها واقعا سنگ تمام گذاشتند …
گزارش: محمد زینالی
اتمام پیام/
دسته : اخبار میانه




این خبر را به اشتراک بگذارید :