پایگاه اطلاع رسانی میانه نیوزمحمد زینالی: همه می گویند «انتقاد» خوب است، همه شعار می دهند که باید راه انتقاد در جامعه باز باشد؛ همه مدعی اند که تحمل شنیدن انتقاد را دارند؛ همه حنجره می درند که منتقدین را دوست دارند و …

خلاصه؛ همه در حال ادعا هستند. اما، این ادعا تا زمانی برقرار است که « انتقاد از کسانی غیر خودمان » صورت گیرد؛ انتقاد زمانی خوب است که نسبت به دیگران باشد! به محض اینکه خود در معرض نقد قرار بگیریم، «منتقد» تبدیل به پلیدترین چهره عالم می شود و «انتقاد» قبیح ترین عمل ممکن.

بعضی از ماها، انتقاد از خود را بر نمی تابیم، اما ناسزا به خدا و پیامبر و معصومین (ع) را به حکم «مصلحت» نادیده میگیریم. همین بعضی ها، خود را مقدس تر از از هر مقدسی می دانند برای همین اگر در مقابل دیدگانش به اصول حَقّه ی دین، جسارتی شود، آنچنان برآشفته نمی شوند ولی واویلا می شود اگر مثلاً کسی بگوید یا بنویسد که بالای چشمت ابروست! به زعم این بعضی ها، «همه قابل انتقادند جز خودم».

این هم از قواعد نانوشته ی جامعه ایرانی است که:«هر چه شهرها کوچک تر می شوند، میزان و آستانه ی تحمل پذیری مسئولان آن شهرها نسبت به نقدها کم تر و کم تر می شود.» همچنین این هم هست که «هرچقدر از پایتخت کشور به سمت شهرستان ها پیش می رویم، انتقاد از مسئول، غیر قابل تحمل تر می شود» با توجه به همین قواعد است که می بینیم آنچه که در تهران نوشته یا گفته می شود، حتی یک صدم آن انتقاد را نمی توان در شهرهای کوچک صورت داد.

جوان امروزی از خود می پرسد، چگونه است که در تهران و در حضور رهبر انقلاب، می شود خیلی حرف ها را حتی در انتقاد از نظام زد ولی در شهرهای کوچک نمی توان یک انتقاد بسیار معمولی از یک مدیر بسیار انجام داد؟! این تناقض را چگونه می توان پاسخ داد؟

آیا انتقاد هم تهران و دیگر شهرها و مناطق کوچک می شناسد؟ اگر خوب است همه جا خوب باشد و اگر بد است همه جا بد. روزنامه های چاپ پایتخت را بنگرید؛ خواهید دید که روزانه دهها انتقاد تند و تیز از رئیس جمهور منتشر می شود و از این انتقادها معمولاً تحمل می شوند، اما کافی است در شهرهای کوچک، یک انتقاد درجه چندم و بسیار پوشیده و البته مستدلّ و منطقی انجام گیرد؛ قطعاً آسمان به زمین خواهد آمد و نویسنده یا منتقد مذکور، باید اسلامش را هم ثابت کند.

 با این وصف می توان یک قاعده دیگر هم استخراج کرد: «هر چه آدم ها کوچک تر می شوند، تحمل شان نسبت به انتقاد کم تر می شود» آدم های بزرگ، سینه های فراخ دارند و به این راحتی های از کوره در نمی روند. برعکس، آدم های کوچک، در مقابل منتقد، قدرت نمایی می کنند تا حساب کار دستش آید.

جمهوری اسلامی، جمهوری آدم های بزرگ است … از «روح خدا» گرفته تا شاگردان مکتبش، همگی شرح صدر داشته اند؛ شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و …

آیا همانند آنهاییم؟!

 

 

 

 

 

 

انتهای پیام/

دسته : اخبار شهرستان میانه

این خبر را به اشتراک بگذارید :