تحلیل جامعهشناختی خشونت خانگی علیه زنان و رابطه آن با احساس امنیت در خانه (مطالعه موردی زنان ۱۸- ۵۴ سال شهر میانه)
محمد حسین شربتیان؛ پروانه دانش، پویا طوافی
مقدمه و بیان مسأله
خانواده، نخستین و پایدارترین نهاد اجتماعی است که هویّت انسانی و جامعهپذیری فرد در آن شکل میگیرد و پذیرش ارزشها و هنجارهای اجتماعی، انتقال الگوهای روابط و تعامل به سایر نهادهای اجتماعی را سبب شده است. بدون شک، هیچیک از آسیبهای اجتماعی از تأثیر خانواده جدا نیستند. نهاد خانواده هنگامی کارکرد خود را بهدرستی انجام میدهد که دچار نابسامانی و آشفتگی نباشد. خشونت[۱]، سلامت و امنیت خانواده را تهدید میکند. خشونت خانگی یا خشونت علیه زنان[۲] در خانواده، شایعترین شکل خشونت علیه آنهاست که در آن، رفتار خشنِ یکی از اعضای خانواده (معمولاً مرد) نسبت به یکی دیگر از اعضای خانواده (معمولاً زن) است Swan & Sullivan, ۲۰۰۹: ۹۴۲))
سازمان ملل، خشونت را چنین تعریف کرده است: هر نوع عمل خشونتآمیزی است که بر اختلاف جنسیت مبتنی باشد و به آسیب یا رنج بدنی، جنسی یا روانی زنان بیانجامد یا احتمال منجرشدن آن به این نوع آسیبها و رنجها وجود داشته باشد؛ مانند تهدید به اینگونه اعمال، زورگویی یا محرومسازی خودسرانه از آزادی، خواه در حضور عموم یا در زندگی خصوصی روی دهد (قطعنامه ۱۰۴/۴۸ مجمع عمومی ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳).
خشونت علیه زنان پدیدهای است که زن بهدلیل جنسیت خود، جنس مخالف (مرد) به او اعمال زور و حق وی را ضایع میکند. چنانچه خشونت در چارچوب خانواده و بین زن و شوهر باشد، خشونت خانگی تعبیر میشود و به هر نوع عمل یا احتمال رفتاری که به آسیب جسمی، جنسی، روانی یا محرومیت و عذاب منجر شود، خشونت علیه زنان گفته میشود (نهاوندی، ۱۳۸۶: ۱۲۶).
وجود رفتار خشونتآمیز بین افراد علاقمند به یکدیگر، طبق باور عمومی (ادراکات عامه) و روابط شکلگرفته برپایه محبت و صمیمیت، اهمیت خشونت علیه زنان را مشخص میکند. خشونت در الگوهای خانوادگی به جامعه و تداوم الگوها و رفتارهای خشن در مناسبات اجتماعی سرایت مییابد. بچههایی که مادران آنها از طرف پدر آزار فیزیکی شدهاند، در معرض خطر بیشتری برای انتقال رفتارهای خشونتآمیز به نسل بعدی قرار دارند (انجمن روانشناسی آمریکا، ۱۹۹۶: ۵۲۷). شوهرانی که اقدام به کتکزدن زنان خود میکنند، در خانواده پدری شاهد کتکخوردن مادران از پدرانشان بودهاند (روی، ۱۳۷۷: ۲۱۴). زنآزاری در طول نسل منتقل میشود و نسل حاضر و نسل بعد را تهدید میکند (ناز پرور، ۱۳۷۶: ۶۹). سابقه زد و خورد در والدین (شاهد خشونت والدین در خانواده مبدأبودن)، بیشتر از مسائل محیطی در مسئله زنآزاری مؤثر است (کلامی، ۱۳۷۸ :۷۵).
امنیت نیز از نیازها و انگیزههای اساسی انسان است؛ بهطوریکه با زوال آن، آرامشخاطر انسان از بین میرود و تشویش، اضطراب و ناآرامی جای آن را میگیرد و مرتفعشدن بسیاری از نیازهای آدمی در گرو تأمین امنیت است؛ چنانکه آبراهام مازلو[۳] نیز در سلسلهمراتب نیازها، احساس امنیت را بلافاصله پس از ارضای نیازهای اولیه قرار میدهد.
امنیت، پدیدهای چندبعدی است؛ اما خشونت خانگی واقعیت تلخی است که اغلب زنان آن را تجربه کردهاند و این امر همواره در طول تاریخ وجود داشته و سبب کاهش احساس امنیت زنان شده است. امروزه زنان در این زمینه، حمایتهای قانونی بیشتری دارند؛ اما هنوز خشونت خانگی بسیار رایج است؛ زیرا با وجود بهبود در وضعیت قانونی، توسل به قانون برای زنان (که دچار خشونت خانگی میشوند) بسیار دشوار است و در بیشتر موارد، پلیس مداخلهنکردن را ترجیح میدهد و به آرامکردن مشاجره اکتفا میکند (گیدنز، ۱۳۸۱: ۲۱۸).
درواقع، امنیت یعنی رفع خطر و رفع خطر یعنی استفاده بهینه از فرصت؛ بنابراین، باید چنین نتیجه گرفت که امنیت، دو عنصر اساسی تهدید و فرصت دارد و برقراری امنیت منوط به رهایی نسبی از تهدید و بهرهگیری بهینه از فرصتهاست (خلیلی، ۱۳۸۱: ۴۲۸). برایناساس، امنیت خانواده بهخصوص زنان عبارت است از حفظ حریم زندگی خانوادگی از خطرات و تهدیدات و ارتقای سطح زندگی خانوادگی با تدابیری که برای کسب فرصتهای زندگی گرفته میشود. در اینجا خطرات و تهدیدات به کلیه مخاطراتی گفته میشود که در روابط گرم و عاطفی، صمیمی و محبتآمیز خانواده اختلال ایجاد کند و احساس نزدیکی و همدلی میان آنان را از بین میبرد (چلبی، ۱۳۷۵: ۷۰). درواقع، حراست و نگهداری از احساس «مایی» خانواده، ریشه در حفظ روابط گرم، عاطفی و صمیمانه بین افراد دارد (ساروخانی، ۱۳۸۵: ۸۸).
همچنین در این تحقیق احساس امنیت زنان عبارت است از میزان آرامشخاطر ذهنی و روانی زنان درباره اینکه در زندگی روزمره خود چقدر در برابر خطرات احتمالی و خشونت علیه آنها در خانواده مصونیت دارند. کوینگتون[۴] و تیلور[۵] ، احساس امنیت را واکنش عاطفی به جرائم خشونتبار احتمالی و آسیبهای فیزیکی در نظر میگیرند (طاهری و همکاران، ۱۳۹۱: ۲۳). باتوجهبه روند رشد خشونت در خانواده و تسری آن به تمام جنبههای زندگی اجتماعی، نقش محوری زنان در کلیه ابعاد زندگی و اینکه پزشکان قانونی همهروزه با تعداد زیادی از زنان مصدومشده و حتی در مواردی با اجساد آنان در تالار تشریح روبهرو میشوند، بررسی این پدیده و علل آن بهنظر اجتنابناپذیر میرسد. تأثیر خشونت، تنها به فردِ قربانی محدود نمیشود و بر افراد دیگر، سازمانها، نهادها و درنهایت کل جامعه تأثیر میگذارد. تأثیر اعمال خشونتآمیز بر یک فرد بهطور «شعاعی[۶]» در جامعه پخش میشود و افراد دیگر را نیز دربرمیگیرد و پدیدهای با نام «گردش خشونت[۷]» به وجود میآورد که خشونت را در جامعه، همیشگی میکند. ویژگی بسیار مهمی که در اثر اعمال خشونت به چشم میخورد پدیده جاودانیشدن خشونت است. پدیده خشونت و پرخاشگری، منحصر به طبقه یا قشر خاصی نیست؛ بلکه در همه طبقات، قشرها و پایگاههای اجتماعی دیده میشود (نوابینژاد، ۱۳۹۴).
واکنش افراد به خشونت به طور عمده شامل پذیرش نگرشهای حمایت کننده ازتجاوز بوده است. زیرا نگرشها و واکنشهای افراد، تنش بزرگی در گزارشکردن خشونت و تجاوز ایجاد میکند و در نوع واکنش قربانیان در مقابل تجربههای خشونت نیز مؤثر است (Sheldon & Parent, ۲۰۰۲: ۱۵).
در جمعبندی کلی، خشونت خانوادگی، در محیط خلوت و خصوصی خانواده رخ میدهد و عموماً بین افرادی است که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به هم پیوند خوردهاند. این خشونتها را بیشتر، مردان نسبت به زنان روا داشتهاند (آقابیگلویی و آقاخانی، ۱۳۷۹: ۷۷-۷۸) و به انواع مختلفی ازجمله خشونت فیزیکی، جنسی، عاطفی، کلامی، مالی، روانی و اجتماعی طبقهبندی میشوند.
باورهای مردسالار حاکم بر جامعه، این خشونتها را طبیعتِ مرد میداند و سعی در توجیه آن دارد و گاهی رنگ و سیاق اخلاقی و ناموسی به آن میدهد. این باورها، چنان در ذهن مرد و زن ایرانی از کودکی ریشه دوانده که اگر زن یا دختری در مقابل این خشونتها مقاومت کند با برچسبها و احکامی سختتر روبهرو خواهد شد که اطرافیان و همجنسان خود به او میدهند. نگرشهای فرهنگی خانوادههای ایرانی براساس تحمل و تبعیت زنان و فرزندان از درخواستهای شوهر – پدر شکل گرفته است و خشونتهای روزمره و محدود، تربیت در نظر گرفته میشوند؛ درنتیجه، بسیاری اوقات، فرد تحت خشونت، درکی از ستم وارد بر خود ندارد؛ اما عجیب آنکه زنان این موضوع را بیشتر از مردان توجیه میکنند (Kathleen & Krause, ۲۰۱۵). این درحالی است که بسیاری بر نقش انکارناپذیر زنان، مدیران داخلی خانواده، تأکید دارند. بیتردید زن ایرانی نسبت به زنان جوامع دیگر، از جایگاه واقعی خود فرسنگها به دور است. نابرابری تاریخی مندرج در فرهنگ که ریشه در باورهای ما دارد، با تغییراتی ازقبیل انقلاب ایران، مدرنیته (البته مدرنیته و جهانیسازی، خود بهنوعی به ایجاد و ابداع خشونتهای مدرن علیه زنان و دختران منجر شده است)، جنبشهای فمینیستی و ورود به جامعه جهانی، شکافهایی خورده است؛ اما همچنان پابرجاست (ارجمند و دشتینژاد، ۱۳۸۹: ۹۴-۹۵)؛ بنابراین، با عنایت به این مهم که این پدیده در شهری چون میانه در مناسبات خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی ظهور بیشتری مییابد، نیاز دوچندان برای بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر آن دارد.
شهر میانه ازنظر اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بافتی تقریباً سنتی و قومیّتی دارد و با وجود تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی انجامشده در دهههای اخیر در کل کشور و شهرستان میانه، به نظر میرسد هنوز نهادهای سنتی، تسلط و حاکمیت بیشتری در این شهرستان و توابع آن دارند و خانواده، واحد اقتصادی مهم و دربرگیرنده رفتارهای اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی است. در چنین شرایطی عواملی همچون پدرسالاری؛ توجهنداشتن به مقام و منزلت زن؛ اعتقاد به نانآوربودن مردان؛ بیسوادی بیشتر زنان خانهدار (باتوجهبه سرشماری سال۱۳۹۰ شهرستان میانه حدود ۶۲۰۰ نفر بوده که برابر با ۶۳% است)؛ درصد پایین مشارکتهای اقتصادی و اجتماعی زنان، زمینههای توانمندی زنان را تقویت میکند و احتمال دارد صمیمیت واقعی بین زوجین را کاهش دهد و با افزایش رفتارهای خشونتآمیز نسبت به اعضای خانواده بهویژه زنان همراه باشد. در پژوهش حاضر، جامعهشناختی خشونت علیه زنان در شهرستان میانه مطالعه و تحلیل شده است تا عوامل مرتبط با شدتبخشیدن به خشونت یا کاهش آن، شناسایی و انواع خشونت و میزان آن در خانواده بررسی شود. این پژوهش درصدد تحقق اهداف ذیل انجام شده است:
۱- تعیین میزان رابطه بین میزان خشونت علیه زنان در شهر میانه با میزان احساس امنیت آنان در محیط خانواده
۲- تعیین رابطه میان عواملی مانند نگرش مردسالارانه (پدرسالاری)، پایگاه اقتصادی و اجتماعی، تحریک روانی و عصبی شوهر از سوی همسر و خشونت خانواده شوهر علیه زن با میزان اعمال خشونتهای خانگی علیه زنان.
۳- بیان راهکارها و راهبردهایی برای کاهش این پدیده اجتماعی (خشونت علیه زنان) و پیشبرد و ارتقای امنیت زنان در محیط خانواده.
منبع: موسسه مطالعات و نحقیقات زنان
دسته : اخبار روز, اخبار شهرستان میانه
این خبر را به اشتراک بگذارید :